قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1877
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال سيصد و چهل و يكم از رحلت خير البشر در محرّم اين سال دمستق « 1 » ، ملك روم ، با دويست هزار سوار به عزم تسخير مدينه عين زربه « 2 » كه در سنهء ثمانين و مأته هجرى هارون الرّشيد بناى آن نموده و از اطراف و جوانب [ 224 الف ] مردم را به آن شهر فرستاد تا آنكه آن شهر از مشاهير بلاد اسلام گشت ، بيرون آمده متوجّه آن بلده شد . و چون آن شهر را محاصره نمود اهل آن شهر از ملك دمستق امان خواسته او را به شهر درآوردند « 3 » . چون ملك دمستق به شهر درآمد حكم فرمود كه تمامى اهل شهر به مسجد جامع جمع شوند و هركه به مسجد نخواهد رفت خون او هدر خواهد بود . بنابراين ، تمامى آن مردم به مسجد جامع درآمدند مگر قليلى كه در خانههاى خود مختفى شده بودند . چون آخر روز شد ملك دمستق حكم فرمود كه در كوچههاى شهر و خانهها بگردند ، هركه را يابند به قتل رسانند . خلقى بسيار در اين وقت به قتل رسيدند . و آن مردم كه در مسجد درآمده بودند و شب تمام در مسجد بودند ، به حيثيّتى كه جمعى كثير از انبوهى و كثرت خلايق هلاك شدند . و چون صباح حكم شد كه هركه در مسجد است از شهر بيرون رود تا خلاص شود و اگر تا آخر روز كسى در مسجد بماند خونش هدر خواهد بود . بنابراين ، مردم شروع در بيرون آمدن كردند و در وقت بيرون آمدن نيز خلقى بسيار هلاك شدند و آنها كه بيرون رفته بودند نيز از بىتوشگى به گرسنگى و تشنگى اكثرى هلاك شدند . القصّه ، از اهل عين زربه ثلث آن بلكه بيشتر مردم هلاك شدند . بعد از آن ملك دمستق
--> ( 1 ) . دمستق : يعنى امير . ( 2 ) . الكامل : زربى . ( 3 ) . ابن أثير مىنويسد كه دمستق بعد از امان دادن اهالى شهر پشيمان شد و مردم را در خانههايشان قتل عام كرد .